ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

139

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) درم داد . فضل بن دكين از حفص بن غياث ، از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند * عبد اللَّه بن مسعود به زبير وصيت كرد و عثمان دو سال عبد اللَّه را از دريافت مستمرى محروم كرده بود ، زبير پيش عثمان آمد و گفت : زن و فرزند عبد اللَّه بن مسعود ، براى دريافت مستمرى او نيازمندتر هستند تا آنكه به بيت المال اختصاص داشته باشد ، گويد : عثمان بيست يا بيست و پنج هزار درم پرداخت كرد . مقداد بن عمرو ابن ثعلبة بن مالك بن ربيعة بن تمامة بن مطرود بن عمرو بن سعد بن دهير بن لوى بن ثعلبة بن مالك بن شريد بن ابى اهون بن فائش بن دريم بن قين بن اهود بن بهراء بن عمرو بن الحاف بن قضاعة . كنيه‌اش ابو معبد است ، مقداد در جاهليت با اسود بن عبد يغوث زهرى پيمان بسته و هم سوگند شده بود و اسود او را به فرزندى پذيرفته و به همين جهت به مقداد بن اسود معروف بود و چون قرآن نازل و دستور داده شد كه آنان را به نام پدران خودشان نسبت دهند به او مقداد بن عمرو گفتند . به نقل محمد بن اسحاق و محمد بن عمر واقدى ، مقداد بن عمرو در هجرت دوم به حبشه شركت داشته است ، ولى موسى بن عقبه و ابو معشر او را نام نبرده‌اند . واقدى از محمد بن صالح ، از عاصم بن عمر بن قتاده نقل مىكند چون مقداد بن عمرو از مكه به مدينه هجرت كرد در خانهء كلثوم بن هدم وارد شد . همو مىگويد ، پيامبر ( ص ) ميان مقداد و جبار بن صخر عقد برادرى بست . واقدى از محمد بن عبد اللَّه ، از زهرى ، از عبيد اللَّه بن عبد اللَّه بن عتبه نقل مىكند پيامبر ( ص ) در محلهء بنى حديله به مقداد قطعه زمينى لطف كرد و ابىّ بن كعب او را به آن محله دعوت كرده بود . واقدى از موسى بن يعقوب ، از عمه‌اش ، از مادرش كريمه دختر مقداد بن عمرو و از ضباعة دختر زبير كه همسر مقداد است نقل مىكند در جنگ بدر مقداد بن عمرو را اسبى به نام سبحه بوده است . محمد بن عبيد و فضل بن دكين هر دو از مسعودى ، از قاسم بن عبد الرحمن نقل